دانلود ۱۰ توصیه برتر برای تست کاربردپذیری نرم افزار - بنویس

رضا باقرزاده - سه شنبه 21 خرداد ۱۳۹۲ - 17:45

آهای برنامه نویسان و طراحان نرم افزارها و سایت ها، خوشتان بیاید یا نه این یک حقیقت است: «کاربران سایت یا نرم افزار شما، مانند شما فکر نمی کنند.» دیدگاه آنها با شما که خودتان سایت را طراحی کرده اید و تمام پیچ و خم آن را می شناسید، متفاوت است. اگر یک نرم افزار با بی نهایت امکانات نوشته اید ولی کاربران از آنها استفاده نمی کنند، لطفا از دست کاربران تان عصبانی نشوید و آنها را … صدا نکنید! این وظیفه شماست که با کاربردوست کردن نرم افزارتان، با آسان کردن کار با سایت تان، کاربران را به کاری که می خواهید و راهی که دوست دارید بفرستید. وگرنه آنها پس از چند دقیقه پرسه زدن در سایت تان آنجا را برای همیشه ترک می کنند.


در این زمان مسئله usability (کاربرد پذیری) مطرح می شود. کاربردپذیری معیاری برای میزان سهولت کار با محصول شما است. هر چه این میزان بالاتر باشد، کاربران کمتر گیج می شوند و سریع تر با نرم افزار شما ارتباط برقرار می کنند.


یکی از مهمترین کارها برای ارتقای کاربردپذیری نرم افزارتان، انجام تست های ویژه این کار است. به این صورت که پس از آماده شدن محصول از چند نفر می خواهید که محصول را تست کنند و نظراتشان را با شما در میان بگذارند. بسیار پیش می آید که دیدگاه آنها با شما (که نرم افزار را نوشته اید یا مدیریت کرده اید) متفاوت باشد. در این مقاله ۱۰ مورد از بهترین توصیه ها را آورده ایم تا بتوانید یک تست کاربردپذیری کارامد داشته باشید. پس در ادامه با ما باشید.

  

۱- هنگامی که از در اتاق وارد می شوید، طرز تفکرتان را دم در بگذارید و داخل شوید

قبل از اینکه کنار تست کننده سایت که داخل اتاق است، بنشینید، به هدف خود فکر کنید. هدف اصلی بررسی این نکته است که آیا نرم افزار همان طوری عمل می کند که «یک کاربر واقعی» انتظار دارد؟ هدف اندازه گیری هوش تست کننده نیست. دوست داشته باشید یا نه، نرم افزار شما همیشه آن طوری که کاربر انتظار دارد، رفتار نمی کند (مثلا کاربر انتظار دارد دکمه بسته شدن یک پنجره در نرم افزارتان در بالا و سمت راست باشد، اما شما دکمه بستن را پایین پنجره گذاشته باشید). اگر تست کننده به یکی از مهمترین قسمت های نرم افزارتان توجهی نکرد، عصبانی نشوید. هیچ کس اهمیتی نمی دهد که شما چقدر روی برنامه نویسی آن قسمت زحمت کشیده اید، تنها چیزی که اهمیت دارد این است که کاربر چه می خواهد و انتظار دارد که نرم افزار چگونه انجامش دهد.


۲- کاری کنید که تست کننده احساس راحتی کند

در شروع تست سعی کنید تست کننده احساس راحتی کند. چرا؟ چون، هنگامی که شما با چشمان گرد از روی شانه او به مونیتورش نگاه می کنید، مشکل است که طرف بتواند آرامشش را حفظ کند و عصبی نشود! آن هم زمانی که تست کننده قرار است یک نرم افزار نصف و نیمه و پر از باگ را که تا حالا هرگز ندیده، دیباگ (debug) کند. پس ابتدا کمی شوخی و احوال پرسی کنید. کمی قهوه و آب بیاورید. همان اول مستقیم سراغ تست نرم افزار نروید.


توصیه می کنیم با این جملات کار را آغاز کنید: 
«می خواهم بدانی که ما داریم «نرم افزار» را تست می کنیم نه توانایی های «کاربر» را. هیچ کاری تاکید می کنم «هیچ کاری» وجود ندارد که شما به اشتباه انجام دهید و اگر اشتباهی رخ دهد ایراد از نرم افزار است. اگر از قسمتی خوشتان نمی آید به ما بگویید و بگویید چرا. اگر جایی را دوست داشتید بگویید و بگویید چرا. خیلی مهم است که نظرات مثبت و منفی شما را بدانیم تا زمانی که داریم قسمت هایی که شما دوست ندارید را درست یا حذف می کنیم، به اشتباه قسمت های دوست داشتنی را خراب نکنیم. هدف از این تست مشخص شدن میزان اختلاف دو مسئله است: انتظاری که شما از نرم افزار دارید و جوری که نرم افزار واقعا کار می کند. می خواهیم اختلاف این دو را به صفر برسانیم. پس خیلی مهم است که هنگام کار با نرم افزار هر چیزی که به ذهنتان می رسد را به ما بگویید.» چند بار از روی این پاراگراف بخوانید تا آن را حفظ شوید!


۳- برای تست یک برنامه مدون داشته باشید. کارهایی که تست کننده باید انجام دهد را جایی بنویسید

بر اساس امکانات نرم افزارتان تمامی کارهایی که تست کننده باید انجام دهد را جایی بنویسید. این دستور العمل باید بین تمام تست کننده ها یکسان باشد و طبق آن پیش بروید.


۴- ضبط صدا یا ویدیو هنگام تست را فراموش کنید!

بی خیال! اینجا که اتاق بازجویی نیست.


به حرف دانشمندانی که طرفدار این روش هستند، گوش ندهید. بر همین اساس، پولی بابت تست کننده های حرفه ای یا اتاق های دارای آینه های یک طرفه ندهید. در اینجا چند دلیل برای این حرف داریم:


۱- گران است. لطفا بخوانید $$$$$ و تلف کردن وقت. انجام این هزینه ها فرقی در نتیجه کار ایجاد نمی کند. 
۲- آماده کردن محل مناسب هم وقت شما را می گیرد و هم احتمال انجام اشتباه را بیشتر می کند. انجام روش های حرفه ای فقط باعث افزایش پیچیدگی کار و بالا رفتن احتمال خطا می شود. 
۳- سادگی بسیار دوست داشتنی است. یک محیط کار ساده که شما و تست کننده تان در آن هستید، بسیار کارامد است. توجه داشته باشید، در نهایت شما به عنوان اجرا کننده پروژه باید تصمیم بگیرید که آیا نرم افزار همان طوری کار می کند که کاربران انتظار دارند یا نه. پس با انجام تست های پیچیده خودتان را گیج نکنید. 
۴- انجام تست توسط تست کننده به خودی خود مشکل و همراه با استرس هست. فکر می کنید تست کننده چه حالی می شود اگر صدایش در حال ضبط شدن و آن طرف آینه اتاق هم یکی در حال نگاه کردن به او باشد؟ تکرار می کنم اینجا اتاق بازجویی نیست! 
۵- هیچ کس به صداها و ویدیوهای ضبط شده نگاه نمی کند - آیا واقعا فکر می کنید تیم تان این قدر وقت اضافه دارد؟ - جمع بندی توضیحات تست کننده به خودی خود مشکل و زمان بر هست، گذاشتن زمان اضافه برای دیدن اسناد ضبط شده فقط زمان شما را برای جمع بندی توضیحات و احساسات خود تست کننده کمتر می کند.


130527-nardebaan-ir-usability-testing-best-practices_02.jpg

بنابراین هنوز هم کاغذ و قلم قدیمی بهترین گزینه هستند. از آنها استفاده کنید. هنگامی که کاربر در حال تست است، یادداشت برداری کنید. صحبت کردن، نوشتن و نگاه کردن تست کننده، به صورت همزمان مشکل است. پس با قلم و کاغذ نت های سریع بنویسید. قسمت اصلی تست «نگاه کردن به رفتار تست کننده» است.


۵- هرگز کنترل موس را به دست نگیرید

توجه کنید که تست کاربردپذیری مساوی با نشان دادن دموی نرم افزار نیست. اگر تست کننده از نرم افزار سر در نمی آورد، این اصلا نشانه خوبی نیست. پس سعی نکنید خودتان کنترل موس را به دست بگیرید و قسمت های گیج کننده را به تست کننده توضیح دهید. علت واضح است. پس از رونمایی از نرم افزارتان شما نمی توانید به دانه دانه بازدیدکنندگان نرم افزارتان چنین توضیحاتی بدهید. نرم افزار باید خودش کاربردوست باشد (مشک آن است که خود ببوید، نه آنکه عطار بگوید!). هدف تست کاربردپذیری نیز واضح است. شما می خواهید بدانید «آیا کاربر از نرم افزار سر در می آورد؟ و نرم افزار همان طوری کار می کند که او انتظار دارد؟ اگر نه چرا؟» از طرف دیگر، دخالت نکردن به معنای این نیست که شما اجازه دهید تست کننده، در نرم افزارتان گم شود و از اینکه اگر آن را نمی فهمد احساس ناراحتی بکند. ابتدا کمی زمان بدهید، اما اگر تست کننده پس از مدتی جواب را پیدا نکرد، کمی راهنمایی کنید. اگر باز هم او متوجه نشد، در یادداشت تان حتما بنویسید که این قسمت نرم افزار مشکل جدی دارد و سپس خودتان کنترل را دست بگیرید و آن قسمت را به تست کننده توضیح و به سراغ قسمت بعد بروید. باز هم تاکید می کنم، اگر به چنین موردی برخوردید مطمئن باشید که نرم افزارتان مشکلات کاربرد پذیری جدی دارد.


۶- هرگز قبل از هماهنگی با تیم توسعه نرم افزار، تست کاربردپذیری برگزار نکنید

به تیم توسعه نرم افزار اطلاع بدهید. راجع به تاریخ تست به آنها توضیح دهید و حتما از یکی از اعضای تیم بخواهید که هنگام تست حاضر باشد. از طرف دیگر آوردن بیش از یک نفر ممکن است موجب استرس تست کننده شود. بهترین حالت ممکن یک نفر است. می توانید از او در یادداشت برداری کمک بگیرید. به علاوه، وجود یک شاهد از میان تیم توسعه نرم افزار فایده دیگری نیز دارد. زمانی که شما یافته هایتان را به تیم توسعه می گویید، آنها ممکن است فکر کنند که «اطلاعاتی که شما پیدا کرده اید» «عقاید شخصی» شماست. آن شخص در این مورد می تواند به سایر اعضای تیم توضیح دهد.


۷- تست نباید بیش از ۴۵ دقیقه طول بکشد

اگر جلسه از این مقدار طولانی تر شود می بینید که همکاری و توضیحات تست کننده افت شدیدی می کند. یک تست کننده در جلسه تست (که استرس زیادی دارد) نمی تواند بیشتر از ۴۵ دقیقه دوام بیاورد. توصیه می کنم ۲ یا ۳ کار که حدود ۲۰ دقیقه انجامشان طول بکشد را به تست کننده بدهید. انجام این روند با احتساب سوال و جواب ها حدود ۴۵ دقیقه می شود.


۸- هرگز هیچ تغییری در نرم افزارتان ندهید، مگر اینکه چند تست کننده با اتفاق نظر خواستار آن تغییر باشند

پس از یک تست، بر سر تیمتان خراب نشوید و تغییرات پیشنهادی را لیست نکنید. صبر کنید تا نقطه نظرات بیشتری از تست کننده های دیگر بیاید. نظرات آنها را بررسی کنید و اگر یک الگو یا اتفاق نظر خاص در اکثر آنها دیدید، به فکر تغییر بیفتید. می پرسید: چند تست کننده مناسب است؟ من توصیه می کنم حداقل ۵ نقطه نظر داشته باشید.


۹- اطلاعات را تحلیل و بررسی کنید

بعد از اتمام کار تست کننده ها، یادداشت هایتان را بخوانید و آنها را با همکارانتان بررسی کنید. تست کننده ها از چه قسمت هایی خوششان آمد؟ (قسمت های دوست داشتنی را حتما تشویق کنید). چه قسمت هایی باید تصحیح شود؟ برای تصحیح چه کاری باید بکنیم. این بررسی را دقیقا پس از اتمام کار تست کننده ها انجام دهید تا ذهنتان نسبت به این موضوع آماده باشد.


۱۰- بر اساس اطلاعات، عمل کنید، موارد را یکی پس از دیگری به انجام برسانید

به صاحبان پروژه راجع به نتایج تست اطلاع دهید. به آنها بگویید که این تست ها مفید بوده اند و تیم توسعه در حال کار روی آنها است. سعی کنید رابطه ای دو طرفه و نزدیک ایجاد کنید و «من» را به «ما» تبدیل کنید. آنها باید تیم توسعه را از خودشان بدانند. سپس تغییرات را یکی پس از دیگری روی نرم افزار ایجاد کنید و اگر لازم شد دوباره تست انجام دهید.


دیدگاه (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.